فرهنگستان زبان و ادب
{involutive distribution} [ریاضی] توزیعی مانند r بر روی یک خمینه که به ازای هر دو میدان بُرداری مماس بر r، ضرب لی آنها نیز بر r مماس باشد
{involutive distribution} [ریاضی] توزیعی مانند r بر روی یک خمینه که به ازای هر دو میدان بُرداری مماس بر r، ضرب لی آنها نیز بر r مماس باشد
توزیعی مانند r بر روی یک خمینه که بهازای هر دو میدان بُرداری مماس بر r، ضرب لی آنها نیز بر r مماس باشد.
💡 میان عاشقان اندر یکی میثاق گستردی جفا کردی هر آنکس را که برگشتی ز میثاقش
💡 به قول دشمنان از ما، خطا کردی که برگشتی کزان روی این ستمکاری نبود اندر شمار ما
💡 بهطور کلی محلولهایی که در پشت غشاها جریان مییابند، مواد برگشتی یا «فاز ماندگار»، نامیده میشوند. آنچه از آن عبور مینماید، تراویده یا «فاز عبوری» بهشمار میآید.
💡 ملامت میکُنَنْدَم کز چه برگشتی ز مژگانش؟ هزیمت گر ز یک لشکر نمیکردم چه میکردم؟
💡 روز اگر بیچارهیی از خانمان رفتی برون کشته یا مجروح برگشتی سوی خویش و تبار
💡 در... ن هلی و هشتی، برگردی و برگشتی ای مایه هر زشتی، آخر چه خصالست این