تهی اخر

لغت نامه دهخدا

( تهی آخر ) تهی آخر. [ ت َ / ت ِ / ت ُ خ ُ ] ( ص مرکب ) مبتلای قحطی آب و دانه. مقابل چرب آخر. ( آنندراج ).گذاشته شده بی آب و دانه. ( ناظم الاطباء ):
گاودوشای هنر بسکه تهی آخر ماند
خشک پستان شده زآنسان که ندارد نم شیر.شفائی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( تهی آخر ) مقابل چرب آخر

جمله سازی با تهی اخر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد بوستان ملک ز زاغ و زغن تهی هر گوشه زد صلای طرب نغمه هزار

💡 آب گوهر از تهی چشمان نمی شوید غبار نقش، جوی خشک باشد در عقیق آبدار

💡 چرخ قرابهٔ تهی است پارهٔ خاک در میان پری آن قرابه ده جرعه برای صبح‌دم

💡 از خنده دل ز خون نتوان ساخت چون تهی ما را چو پسته از لب خندان چه فایده؟

💡 ساقیا می ده که از هشیاریم دیوانگی است میکند مجنون و ما را از تهی پیمانگی است

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز