فرهنگستان زبان و ادب
{anchor shank} [حمل ونقل دریایی] قطعۀ اصلی لنگر که در یک طرف آن بخو و در طرف دیگر آن بازوهای لنگر قرار دارد
{anchor shank} [حمل ونقل دریایی] قطعۀ اصلی لنگر که در یک طرف آن بخو و در طرف دیگر آن بازوهای لنگر قرار دارد
💡 چشم خواب آلود ما مستغنی از افسانه بود کشتی ما از گرانباری غم لنگر نداشت
💡 این جهان بحرست و ما کشتی و عدلش لنگرست چون بشورد بحر کشتی را سکون لنگر دهد
💡 نیروی خمشی: نیرویی است که سبب ایجاد خمش در یک جسم میباشد مانند نیروی وارد به تیرهای افقی ساختمان. در علوم مهندسی به آن لنگر خمشی نیز میگویند.
💡 و خداى را سپاس كه وقتى اين نشانه هاى ايمان و نجات را در خود يافتم، اميدم،تزلزل ناپذير گشت و كشتى طوفان زده دل، درساحل آرامش لنگر انداخت و اينجا بود كه حالت تازه اى در وجودم پديدار شد.
💡 یک دو دم بیدل به ذوق دل درین وحشتسرا چون نفس در خانهٔ آیینه لنگر کردهایم
💡 نفتکش سیفر یا صافر (انگلیسی: FSO Safer) یک کشتی شناور ذخیره و تخلیه نفت است که در دریای سرخ در شمال شهر حدیده لنگر انداختهاست.