تنهایی بیک

لغت نامه دهخدا

تنهایی بیک. [ ت َ ب َ ] ( اِخ ) از ارسباران است. شخصی است گرم اختلاط و مجلس آرا و بی قید ولی با وجود گرمی و موافقی از مردم بهره مند نمی شود. شعر را ترکانه می گوید و این ابیات... و فارسی از اوست:
به جرم عشق اگر می کشندم عارم نیست
کجا روم چه کنم غیر عشق کارم نیست
نهفته راز دلم تا بحشر خواهد ماند
درین زمانه فانی چو رازدارم نیست.( از مجمع الخواص ص 130 ).

فرهنگ فارسی

از ارسباران است. شخصی است گرم اختلاط و مجلس آرا و بی قید ولی با وجود گرمی و موافقی از مردم بهره مند نمی شود.

جمله سازی با تنهایی بیک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او بعد از دورهٔ اسارت خود شروع به نوشتن خاطرات دوران اسارتش پرداخت و کتابی به نام ده سال تنهایی را نوشت.

💡 کی ز تنهایی به تنگ آیم من مجنون‌صفت چون خیال آهوی چشم تو با من همدم است

💡 در سال ۱۳۰۴ کرج، ۸۰۰ نفر جمعیت داشته و روستای ارنگه بزرگ به تنهایی دارای ۴۹۸ نفر جمعیت بوده‌است.

💡 سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع لاله‌ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

💡 بر یاد داری: کز غمت شبها به تنهایی مرا هم سینه پر می‌شد ز غم، هم دیده تر می‌شد ز تو؟

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به با وجود همه‌چیز، ویریدیانا، گویا، روایتی از تنهایی و سفید، قرمز و… اشاره کرد.