تنه شدن
لغت نامه دهخدا
تنه شدن. [ ت َ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح بعضی بمعنی قبول کردن و راضی شدن است، مانند تن دردادن به خلاف تن زدن که از کاری تفره [ طفره ] زدن است و خاموش شدن. ( انجمن آرا )( آنندراج ). قبول کردن و راضی شدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
در اصطلاح بعضی به معنی قبول کردن و راضی شدن است. قبول کردن و راضی شدن.
جمله سازی با تنه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بشکفته تنه باغِ خْوارْ خروار گلْ کی دییهْ یکی خالُ و اَنْدی هزارْ گلْ
💡 ای بیرحمه یارْ، رَحمْ دنییه تنه دلْ فردا قیامتْ، دامنْ گیرمهْ سَرِ پلْ