فرهنگستان زبان و ادب
تنش آوارش
{cataclasis, cataclastic flow} [زمین شناسی] خردشدن و قطعه قطعه شدن یک سنگ براثر تنش های ناشی از دگرشکلی
تنش آوارش
{cataclasis, cataclastic flow} [زمین شناسی] خردشدن و قطعه قطعه شدن یک سنگ براثر تنش های ناشی از دگرشکلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال ۱۳۹۸ نیز آبه در سفر به تهران تلاش داشت تا با میانجی گری از تنشها میان ایران و آمریکا بکاهد.
💡 در فیزیک، سطح آزاد، سطح جسمی است که نه در معرض تنش نرمال قرار دارد و نه تنش برشی
💡 چنگ است به دیبا تنش آراسته تا ساق وزساق به زیر است پلاس، اینت مرائی
💡 تا ظن نبری که شاه رنجور شود یا راحت و صحت از تنش دور شود
💡 تنش را به شمشیر سازم دو نیم که تا پا نیارد زیاد از گلیم
💡 تنش در شعله چون یاقوت شاداب سراپا آتشین چون کرم شب تاب