لغت نامه دهخدا
تمر بلیغ. [ ت َم ُ ب َ ] ( ترکی، اِ مرکب ) مأخوذ از ترکی بمعنی کمان آهنین. ( ناظم الاطباء ).
تمر بلیغ. [ ت َ م ُ ب َ ] ( اِخ ) لقب سلجوق ( ناظم الاطباء ).
تمر بلیغ. [ ت َم ُ ب َ ] ( ترکی، اِ مرکب ) مأخوذ از ترکی بمعنی کمان آهنین. ( ناظم الاطباء ).
تمر بلیغ. [ ت َ م ُ ب َ ] ( اِخ ) لقب سلجوق ( ناظم الاطباء ).
ماخوذ از ترکی بمعنی کمان آهنین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای آن ادیب سخندان و نکته سنج بلیغ که ایزدت بخرد رهنما و یار آورد
💡 معین خیر و مطیع خدای و ناصح خلق به رای روشن و فکر بلیغ و رای رزین
💡 کجا بلیغ شود خطبه شمایل تو ز کودکی که نداند همی یمین ز شمال
💡 (سحاب) سیم و زر آور به کف که می نخورند بتان فریب به نثر بلیغ و نظم فصیح
💡 بس با حیای روان فرقت (؟)جهد تو بلیغ نه عجب زنده شود گرستخوانهای رفات
💡 هزار مرتبه افزون من این حدیث بلیغ شنیده ام ز بزرگان و خوانده ام ز اخبار