فرهنگستان زبان و ادب
{amphitheatre} [هنرهای نمایشی] بنایی بزرگ و مدور و پلکانی و سرباز که گرداگرد یک میدان برای تماشای برخی نمایش ها و ازجمله نبرد گلادیاتورها در روم باستان می ساختند
{amphitheatre} [هنرهای نمایشی] بنایی بزرگ و مدور و پلکانی و سرباز که گرداگرد یک میدان برای تماشای برخی نمایش ها و ازجمله نبرد گلادیاتورها در روم باستان می ساختند
💡 جوشن چینی به تیر بر تن فغفور دوخت مغفر رومی به گرز بر سر قیصر شکست
💡 داریم حزین، این غزل از عارف رومی او کافر خویش است و مسلمان خرابات
💡 به دیبای رومی تن پاک اوی بپوشید آن جان ناپاک اوی
💡 گر نامه کند شاه سوی قیصر رومی، ور پیک فرستد سوی فغفور ختایی،
💡 نه افسر نه دیبای رومی نه تخت چو از بندگان دید تاریک بخت
💡 بوی خمش خلق را در کوزه فقاع کرد شد هزاران ترک و رومی بنده و هندوی خم