تغافل شعاری

لغت نامه دهخدا

تغافل شعاری. [ ت َ ف ُ ش ِ ] ( حامص مرکب ) غفلت و بی خبری. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تغافل و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

غفلت و بیخبری

جمله سازی با تغافل شعاری

💡 سایهٔ گل، طشت آتش بر سرم ریزد سلیم لطف او بر من ز بخت بد، تغافل می‌شود

💡 این قدر دانسته چشم التفات از ما مپوش چون تغافل بگذرد از حد به نسیان می‌کشد

💡 رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب هزارش مصلحت درهر تغافل کردنست امشب

💡 خردسالان را بايد مورد رحمت قرار دهى و در تربيت و تعليمشان بكوشى، از لغزشهاآنها چشم پوشى و بر خطاهاى آنان پرده تغافل افكنى، با ايشان سازگار باشى وياريشان دهى.

💡 امـا آنـهـا كـه بـه ايـن مـنـطـق مـتـوسـل مـى شـونـد از چـنـد امـر بـه كـلىغافل شده يا تغافل كرده اند.

💡 مردى، حكيمى را دشنام داد. حكيم تغافل كرد. مرد گفت: منظور من تويى و حكيم گفت: وچنين است كه از تو چشم پوشيدم.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز