تعارف فرستادن
لغت نامه دهخدا
تعارف فرستادن. [ ت َ رُ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) تعارف دادن. رجوع به همین کلمه شود.
فرهنگ فارسی
تعارف دادن
جمله سازی با تعارف فرستادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشورها برای فرستادن مأموران کنسولی باید نام آنها را به دولت میزبان بدهند. پس از موافقت دولت میزبان، مأموران کنسولی به محل مأموریت خود فرستاده میشوند.
💡 اگر از سیم و زر باشد ور از دُرّ و گهر باشد به ابراهیم چون شاید بت آزر فرستادن
💡 اگر با یکدگر ما را نیفتد قرب جسمانی نباشد کم ز پیغامی به یکدیگر فرستادن
💡 سعادت میکند سعیی که با شیرازم اندازد ولکن خاک را نتوان به گردون بر فرستادن
💡 مرا آهن در آتش بود از شوقت، ندانستم که مس از ابلهی باشد به کان زر فرستادن
💡 ضمیرت جام جمشید است و در وی نوشِ جانپرور بر او جرعهای نتوان ازین ساغر فرستادن