[ویکی فقه] تعارض خبر متواتر و خبر متواتر، تنافی میان مدلول ظاهری دو خبر متواتر را می گویند. تعارض خبر متواتر و خبر متواتر، از اقسام تعارض سنت و سنت و به معنای تنافی میان مدلول ظاهری دو خبر متواتر است. حکم در مواردی که دو دلیل قطعی با یک دیگر تعارض می کنند و جمع عرفی میان آنها ممکن نمی باشد باید هر دو یا یکی از آنها را تاویل مناسب نمود و قواعد باب تعارض، در آن جاری نمی شود.
جمله سازی با تعارض خبر متواتر و خبر متواتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شايد خداى سبحان به فقر و بيچارگى تو رحم كند، و به فريادت رسد، و دعايت رامستجاب گرداند، كه او دعوت مضطرين را جواب مى دهد، و اميد اميدداران را نااميد نمىسازد، و رحمت او گسترده، و نعمتهايش متواتر و لطف او عام، و احسان او قديم است، و اونسبت به كسى كه به سوى او اميد بندد كريم است. الهى آمين )
💡 بدعتهاى عثمان تمامشان يا بيشتر آنها را محدثان، به طرق متعدد و به طور متواتر روايتكرده اند و امر مسلمى دانسته اند. از جمله شهرستانى در كتاب((ملل و نحل )) مقدمه چهارم از مقدمات اول كتاب، تصريح به مسلم بودن اين رويدادهاىعثمانى نموده است.
💡 و در روح المـعـانـى از جـمـله صـحـابـه اى كـه ايـن جـريـان از ايـشـاننـقـل شـده عـلى (عـليـه السـلام ) را شـمـرده، و آنـگـاه از سـيـد شـريـفنـقـل كـرده كـه او در كـتـاب خـود (شـرح المـواقـف ) از ابـن سـبـكـىنـقـل كـرده كـه او در كـتـاب خـود (شرح مختصر) گفته: اين حديث متواتر است، و نبايد درتواترش ترديد كرد.
💡 ولى قطع نظر از روايات متواتر، خود (آيه تطهير) مى گويد كه درباره زنان آنحضرت نيست؛ زيرا خطاباتى كه در آيات قبل و بعد آن آمده همه آنها با جمع مؤ نث آمدهاست؛ مثلا در آيات قبل مى خوانيم: (كنتن )، (تعالين )، (امتعكن )، (اسرحكن )،(منكن )، (اتقيتن ).
💡 تحت عنوان نظرة اجماليه، به كتابهايى كه بزرگاناهل سنت، درباره مهدى (عج ) نگاشته اند، اشاره مى كند و مستفيض و متواتر بودن رواياتپيامبر(ص ) درباره حضرت مهدى از ديدگاه اهل سنت مى نماياند:
💡 ((تكفير فقط در مورد كفر و عقاب معاصى قبل از ايمان كسى كه با ايمان از دنيا برود،حتمى و فراگير است و در غير آن، كليّت و وجوب ندارد وقول صحيح و درستهمان است كه آيات و روايات متواتر، بر آن دلالت مى كند كه وقتىمؤ منى، طاعتى انجام مى دهد، مستحق ثواب مى شود و ثواب او گاهى به نحوى است كهعقاب سابق را ساقط مى سازد و گاهىهم به نوع ديگرى است )).(546)