لغت نامه دهخدا
تصحیف خوانی. [ ت َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) بد خواندن کلمه ای بنحوی که معنی آن تغییر پذیرد. ( ناظم الاطباء ).
تصحیف خوانی. [ ت َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) بد خواندن کلمه ای بنحوی که معنی آن تغییر پذیرد. ( ناظم الاطباء ).
خطا خواندن کلمه ای بطوریکه شکل و معنی آن تغییر یابد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش بود خوشخو به هر صورت که باشد چون عبیر کش به سهو ار غافلی تصحیف خواند عنبر است
💡 فهم حدیث مقصد اصلی و نهایی است که رسیدن به آن؛ دست یابی به متن اصلی حدیث و یافتن نسخههای مختلف و زدودن تصحیف و تحریف را نیازدارد.
💡 مجلس انس حریفان را هم از تصحیف انس در تنوره کیمیای جان جان افشاندهاند
💡 مقلوب لفظ پارس به تصحیف از کفت دارم طمع که علت با من ز دست کوست
💡 جورقانی، نام روستای زادگاه او را الحروی ذکر کرده، که احتمالاً تصحیف ختک است.