لغت نامه دهخدا
تشدد کردن. [ ت َ ش َدْ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )سختی کردن در کار و سخت گرفتن در کار و به سختی تغیر و غضب کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشدد شود.
تشدد کردن. [ ت َ ش َدْ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )سختی کردن در کار و سخت گرفتن در کار و به سختی تغیر و غضب کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشدد شود.
( مصدر ) سختی کردن تندی نمودن.
سختی در کار و سخت گرفتن در کار و به سختی تغیر و غضب کردن
💡 مردم در دهشت و انتظار. ملائك غلاظ شداد در تردد، و عقوبت الهيه بر مرده عصاره در تشدد
💡 از حدود ۸۰۰ پس از میلاد یورشهای پیدرپی وایکینگها آغاز شد. اسکاندیناویاییها برای نخستین بار در سال ۸۵۱ میلادی در خاک انگلستان اقامتگاه دائمی بر پا کردند. این قوم کنترل قسمتهای پهناوری از این سرزمین را در دست گرفتند. تنها پادشاهی وسکس که بر تمامی جنوب انگلستان سلطه داشت موفق شد کاملاً مستقل باقی بماند. در طول این دوره حاکمان زیادی تلاش کردند تا پادشاهیهای گوناگون آنگلوساکسون را که گاهی به یکدیگر نزدیک میشدند و گاهی تشدد بین آنها حاکم میشد، با هم متحد کنند. این تلاشها در قرن دهم میلادی منجر به ظهور پادشاهی انگلستان شد.