تسمیه الشیء بما یؤول الیه

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تسمیة الشیء بما یؤول الیه. تسمیة الشیء بما یؤول الیه، نامگذاری چیزی به حالت و کیفیت آینده آن؛ از اقسام مجاز لغوی است.
یکی از اقسام مجاز لغوی، «تسمیة الشیء بما یؤول الیه» است؛ یعنی اطلاق وصف بر چیزی در زمان حال، به اعتبار اتصاف آن در آینده؛
[ویکی فقه] تسمیة الشیء بما یؤول الیه، نامگذاری چیزی به حالت و کیفیت آینده آن؛ از اقسام مجاز لغوی است.
یکی از اقسام مجاز لغوی، «تسمیة الشیء بما یؤول الیه» است؛ یعنی اطلاق وصف بر چیزی در زمان حال، به اعتبار اتصاف آن در آینده؛
← مثال اول
۱. ↑ یوسف/سوره۱۲، آیه۳۶.
فرهنگ نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «تسمیة الشیء بما یؤول الیه».
...

جمله سازی با تسمیه الشیء بما یؤول الیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تکاب به معنای آب باریک و زمینی که آب کم و باریکی در آن باشد آمده‌است. تکاب به صورت اسم مرکب به معنی دره، زمینی که در بعضی از جاهای آن آب فرورود و از جای دیگر بر آید. نام اصیل و قدیمی این شهر تیکان تپه بود که در زبان ترکی آذربایجانی به معنی خار تپه است. وجه تسمیه نام تیکان تپه، وجود خارهای اطراف شهر می باشد.این نام توسط پهلوی اول در حوالی سال های 1316-1320 به تکاب تغییر یافت.

💡 پورناظری در مصاحبه با ظهوری در روزنامه حیات نو در پایخ به علت نام‌گذاری این گروه گفت: اگر هر اسمی را انتخاب می‌کردیم باز می‌گفتند چرا آن اسم. بالاخره هر اسمی وجه تسمیه‌ای دارد و گذاشتن اسم شمس به روی گروه ما با تفکر و هماهنگی و هم‌اندیشی اعضای گروه بوده و اتفاقی نبوده است. اسم‌های مختلفی مدنظر بود که از بین آنها این اسم انتخاب شدمنبع پایگاه تنبور ایران.

💡 از منظر زبان‌شناسی همواره با گذر زمان، ریشه بسیاری از کلمات و علت نامگذاری آنها، در هاله‌ای از ابهام فرومی‌رود و گمانه‌های مختلفی در رابطه با وجه تسمیه انتخاب کلمات پدید می‌آید. یکی از این واژگان «مازندران» است.

💡 وجه تسمیه: تشکیل شده از دو کلمه دارای ریشه ترکی قَرَه(قارا) و چیمن(فارسی‌شده: چمن)، که قارا به معنای سیاه و چیمن به معنای چمن(دارای ریشه ترکی) در زبان فارسی می‌باشد. در کل در زبان فارسی به معنای چمن سیاه است.

💡 بعضاً در مورد وجه تسمیه سان چارک روایتی را نیز ارائه کرده‌اند بدین گونه که گویند چون یکی سیر سنگ چارک، شانزده سیر کابل = چارسیر مزارشریف بوده‌است بنابران این ناحیه را از اینکه یک چارک آن برابر با سیر دیگر جای است آن را سنگ چارک گفته‌اند.