تسلیک النفس الی حظیره القدس

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] تسلیک النفس إلی حظیرة القدس، کتابی است کلامی که توسط حسن بن یوسف بن مطهر، معروف به علامه حلّی به درخواست فرزندش محمد به نگارش درآمده است.
کتاب حاضر به موضوعات ذیل پرداخته است: امور عامّه، تقسیم موجودات، بحث از اقسام موجودات، احکام موجودات، اثبات واجب الوجود و صفات او، عدل، نبوت، امامت و معاد. هر یک از این موضوعات خود مشتمل بر مباحث متعددی است.
نویسنده اثر حاضر را به مهم ترین مسائل کلامی اختصاص داده و آنها را در قالب های فلسفی و برهانی مورد بحث و بررسی قرار داده است. این کتاب بسیار شبیه کتاب «تجرید الاعتقاد» استاد علامه حلّی؛ یعنی خواجه نصیرالدین طوسی است که خود علاّمه به شرح آن پرداخته و آن را «کشف المراد » نام نهاده است. تفاوتی که «تسلیک النفس» با «تجرید الاعتقاد» دارد بیان ساده و روان آن است و حال آن که «تجرید الاعتقاد» خواجه از عبارات و متنی صعب و دشوار بهره مند است. اما نقطۀ اشتراک استاد و شاگرد در این دو اثر روش فلسفی و برهانی ای است که در اثبات مسائل کلامی در پیش می گیرند روشی که نزد متکلمان متأخر مقبولیت یافته است.
نسخه ای خطی از این اثر در موزۀ بریتانیا در لندن موجود است. کاتب این نسخه علی بن الحسن بن الرضی الحسینی است که از کتابت آن در /18صفر716/ق فراغت یافته است.
نسخه خطی دوم در کتابخانۀ آیت اللّه حکیم در نجف اشرف به شماره 929م نگهداری می شود. ناسخ این نسخه ناشناخته است؛ اما تاریخ اتمام استنساخ آن /22صفر722/ق قید گردیده است.

جمله سازی با تسلیک النفس الی حظیره القدس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1 هر انسانى حقّ حيات دارد، حتّى غير مسلمانى كه با مسلمانان سر جنگ نداشته باشد، مصونيّت جانى و مالى دارد. (لا تقتلوا النفس... )

💡 (نور الله قلبى و هدانى ربى الى صراط مستقيم و فتح على بصيرتى بابملكوت السموات و الارض بمفتاح معرفه نفسى فان معرفه النفس ‍ مفتاح خزائن الملكوت)

💡 (1) با برخوردى كه شاه عباس با پسران خود روا داشت، بعد از شاه عباس، تاج و تحت صفوى به دست (398) پادشاهان، نالايق و يا كم قدرت و ضعيف النفس افتاد و روزه به روز از عظمت و اعتبار آنان كاسته شد و اين باعث گرديد تا دشمنان خارجى ايران، قدم در راه تعرض بگذارند.

💡 2 چيزى كه ظاهر آن با معنايش مطابق است و هر لغت دان كه مخاطب آن باشد معناى آن را مىفهمد؛ مانند: و لا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق (334) و (قل هو الله اءحد )

💡 مرح شدت سرور و شادمانى را گويند. در دو مورد، انسان ضعيف النفس بههم مى ريزد: خوشحالى و مصيبت زياد، در اين دو موضع به ادراكات صدمه مى خورد.سفاهت حاصل اين دو حال است.

💡 باز ادامه داد من هرگز نفس سركش خويش را تبرئه نمى كنم چرا كه مى دانم اين نفس امارهما را به بديها فرمان مى دهد (و ما ابرء نفسى ان النفس لامارة بالسوء).