تری فون
لغت نامه دهخدا
تری فون. [ ت ْ ف ُ ] ( اِخ ) مرحوم پیرنیا در ایران باستان ج 3 از دو نفر بنام تری فون ذکر میکند یکی در ص 2089 در شرح سلسله سلوکی های سوریه که او را تری فون یادیودت ( 142 - 138 ق.م. ) ذکر کرده و در حاشیه آورده: ( که بعضی «فیلوپاتر» نوشته اند ) این تری فون پس از آن تیوخوس سوم نهمین پادشاه سلوکیه است که در سوریه سلطنت کرده است ( پس از آن تیوخوس ششم و پیش از آن تیوخوس هفتم ). و رجوع به ماده بعد و ایران باستان ج 3 ص 2169 و 2229 شود.
تری فون. [ ف ُ ] ( اِخ ) پیرنیا در شرح حال بطالسه آرد: پس از بطلمیوس سوم بطلمیوس چهارم، فیلوپاتر به تخت نشست ( 221 - 204 ق. م )... فیلوپاتر پادشاهی بود سخت عیاش و دائم الخمر... از این جهت او را تری فون نامیده اند که بمعنی سست یا گرم و نرم است. در زمان او معشوقه اش آگاتوکله، نفوذ زیادی در امور دولتی داشت. از کارهای او معبدی است که برای هومر شاعر حماسی معروف یونان ساخت. ( ایران باستان ج 3 ص 2155 ). و رجوع بماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
مرحوم پیرنیا در شرح حال بطالسه آرد: پس از بطلمیوس سوم بطلمیوس چهارم فیلوپاتر به تخت نشست فیلوپاتر پادشاهی بود سخت عیاش و دائم الخمر از این جهت او را تری فون نامیده اند که بمعنی سست یا گرم و نرم است.
جمله سازی با تری فون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بی آب فتاده در تب و تاب جوید از ریگ تری آب
💡 دانم و داند خرد پاک تو موج محیط از تری ناودان
💡 آه درین دشت هوس نیست به کام دل کس مشت غباری که بچیند نمی از چشم تری
💡 تفحص کرده باید در تری راج که آنجا زن نهد بر سر چو خور تاج
💡 سی سال در پی تو چو مجنون دویدهام اندر جزیرهای که نه خشکی است و نی تری
💡 چیست دانش آنکه تن بیرون بری تا بدانی کز همه نادان تری