ابوالبخترى

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] با نام ابوالبختری سه نفر در تاریخ اسلام معروفند:
[ویکی اهل البیت] ابوالبخترى (سعد). این صفحه مدخلی از فرهنگ معارف و معاریف است
سعید یا سعد بن فیروز طائی (بالولاء) یا سعد بن عمران (م 82 ق) به روایت شیخ ابوجعفر طوسی در رجال و علامه حلی در خلاصه از خواص اصحاب امیرالمومنین علی علیه السلام و از مردم یمن بود که در کوفه اقامت داشت.
بعضی عمران را نام پدر فیروز دانسته اند. او از فقها و محدثین شیعه و از تابعین و مردی ثقه و مقبول القول بود ولی مستقیماً حدیثی از حضرت علیه السلام نشنیده است.
حبیب بن ابی ثابت، روایت کرده است که من و سعید بن جبیر و ابوالبختری با هم بودیم ولی ابوالبختری از ما عالمتر و فقیهتر بود. محدثین اهل سنت در تشیع او اتفاق دارند معذلک احادیث او را معتبر می شمارند. ابوالبختری مردی مجاهد بود.
در قیام محمد بن اشعث علیه حجاج بن یوسف ثقفی با او همراه شد و در دسته قاریان قرآن جهاد می کرد. قاریان خواستند او را به امارت برگزینند ولی نپذیرفت و گفت: من از موالی هستم و بهتر است سرداری از نژاد عرب را به این سمت انتخاب کنید و ایشان جهم بن زجر خثعمی را امیر خود ساختند. ابوالبختری در واقعه «جماجم» به زخم نیزه یکی از سپاهیان حجاج به شهادت رسید. (دائرةالمعارف تشیع)
سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف.
[ویکی اهل البیت] ابوالبخترى (وهب بن وهب). این صفحه مدخلی از فرهنگ معارف و معاریف است
وهب بن وهب بن کبیر بن عبدالله بن زمعه قرشی (200 ق/816 م) دولتمرد، قاضی، مورخ و محدث.
مادرش عبده دختر علی بن یزید رکانه هاشمی بود که گفته شده چندی در حباله نکاح امام صادق علیه السلام بوده است. وی از مردم مدینه بوده و در این شهر به تحصیل حدیث و فقه پرداخته. احادیث بسیاری از امام صادق علیه السلام روایت کرده، مرحوم نجاشی و مرحوم شیخ طوسی او را از اصحاب آن حضرت شمرده اند.
در یکی از سفرهای هارون الرشید به مدینه که فقهاء برجسته این شهر وی را از بالا رفتن به منبر پیامبر صلی الله علیه و آله بازداشتند، ابوالبختری با جعل حدیثی این امکان را برای او فراهم ساخت. وی در حوالی سال 174 هـ.ق مدینه را به قصد بغداد ترک گفت و در مسیر خود مدتی در کوفه اقامت گزید و به روایت حدیث پرداخت.
وی در دسیسه دستگیری یحیی بن عبدالله علوی شرکت فعالانه داشت و بدین منظور همراه فضل برمکی به ری رفت. ظاهرا آنگاه که قاضی القضاة ابویوسف در بغداد حضور نداشت، در مجلس محاکمه یحیی به عنوان یکی از قضاة شرکت کرد و با طرح شبهات، حکم به محکومیت یحیی نموده. اسباب رضایت هارون را فراهم ساخت و شاید همین امر باعث شد که هارون وی را به منصب قضاء «عسکر مهدی» واقع در بخش شرقی بغداد بگمارد. وی در دربار هارون صاحب نفوذ بود و پس از درگذشت ابویوسف وی به سمت قاضی القضاتی منصوب گردید.
در سال 192 از منصب قضاء بغداد عزل و به عنوان والی، قاضی و امام به مدینه اعزام شد. در مدینه نیز مردی پرنفوذ بود وی تا وفات هارون و حتی در اوائل خلافت امین بر مسند خود باقی بود و در 194 امین وی را از ولایت و قضاء عزل کرد و به دنبال آن ابوالبختری مدینه را ترک گفت و به بغداد بازگشت. در 195 مجددا وی را به قضاء منصوب کرد.
ابوالبختری در اواخر عمر خود چندی را در صیدا گذرانیده است. گرچه ابوالبختری به عنوان فقیه، راوی سیره، محدث و نسب شناس شناخته می شود ولی وثاقت او به شدت مورد تردید رجالیان قرار گرفته است، ابن معین، احمد بن حنبل، ابن راهویه، ابوداوود، جوزجانی و دارقطنی او را کذاب و واضع دانسته اند. عثمان بن ابی شیبه او را دجال خوانده است. از رجالیان شیعه نیز ابن غضائری، طوسی و نجاشی او را ضعیف و کذاب خوانده اند، فضل بن شاذان وی را از دروغگوترین مردم دانسته است. وی به سال 200 درگذشت.
از آثار او: مولد امیرالمؤمنین علی علیه السلام، الرایات یا الالویة، صفات النبی صلی الله علیه و آله را می توان نام برد.

جمله سازی با ابوالبخترى

💡 در جنگ بدر كه در سال دوم هجرت واقع شد شكست سختى بر مشركان واردگرديد، در بحران جنگ، يكى از سرشناسان شرك بنام ابوالبخترى درمحاصره سلحشوران اسلام قرار گرفت.

💡 ابوالبخترى گفت: پس من و او و همه قريش كشته خواهيم شد، تا زنان مكه نگويند دوستمرا بخاطر زنده ماندن خودم رها كردم.

💡 22- ابوالبخترى وهب بن وهب كه در آغاز عصر بنى العباس بنجعل حديث اشتغال داشت، در يكى از احاديث ساختگى خويش، ياهو را اسم اعظم خدا معرفىكرد و اين امر به مذاق صوفيان خوش ‍ آمد و آن را ترويج كردند. تركيب (ياهو) از نظردستور زبان عربى كاملا غلط است و از يهوه اقتباس ‍ شده است. يهو و ياهو نام برخى ازبتهاى خاورميانه قديم بوده است.

💡 رجال قريش و اشراف مكه، از قبيل: عتبه، شيبه، وليد بن عتبه،ابوجهل، ابوالبخترى، نوفل بن خويلد، امية بن خلف و جمعى ديگر كه همه از سرانقوم بودند در اين سپاه شركت داشتند.

💡 دليل دوم: در متن حديث، ميراث را مشخص كرده است؛ زيرا در حديث قداح مى گويد:((وَرّثوا العلم )) يعنى پيامبران علم را به ارث نهادند. و در حديث ابوالبخترى مىگويد: ((انما اورثوا احاديث من احاديثهم )).

💡 خبر اسلام آوردن اوس و خزرج كه دو طايفه بزرگ مدينه بودند آنچنان قريش را مضطربنمود كه بلافاصله در دارالندوه (جايگاه مشورت براى كارهاى مهم ) جمع شدند تادرباره رسول خدا (ص ) تصميم قطعى اتخاذ كنند.رجال و اشراف و سران قريش، از قبيل: نضر بن حارث،ابوجهل، عتبه، شيبه، ابوالبخترى بن هشام، امية خلف و جمعى ديگر دور هم نشستند وبه مشورت پرداختند.

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز