طرانه
مترادفها
ترانه، آواز، آهنگ، نغمه، سرود
متضادها
سکوت
لغت نامه دهخدا
طرانه. [ ] ( اِخ ) در ابن البیطار چ مصر ج 1 ص 159 در شرح کلمه جثجاث آمده: «و هی علی طریق الطرانة» و لکلرک در ترجمه ابن البیطار ج 1 ص 347 این نام را «طارنه » یاد کرده است. رجوع به طارنه شود.
جمله سازی با طرانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر وعظ شیخ در دل عاقل اثر نکرد بانک نی و طرانه تنبور می کند