لغت نامه دهخدا
تره حویجک. [ ت َ رَ/ رِ ح َ ج َ ] ( اِ مرکب ) گیاهی خودرو دشتی است که برگ آن به برگ حویج ( زردک ) ماند و در آشها کنند و این نام در کرج معمول است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تره حویجک. [ ت َ رَ/ رِ ح َ ج َ ] ( اِ مرکب ) گیاهی خودرو دشتی است که برگ آن به برگ حویج ( زردک ) ماند و در آشها کنند و این نام در کرج معمول است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
گیاهی خودرو دشتی است که برگ آن به برگ حویج ماند و در آشها کنند و این نام در کرج معمول است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر وخت که تره جون گتمه، گَتی جونْ اُونور من گمّه جونْ که تویی بوّی جُونْ
💡 هَمونْ اوّلهْ رُوزْ که بدیمهْ ته رو ز دَوسّمهْ طمع که تره کَشْ اَئیرُو (هئیرو)
💡 محصول تولیدی علاوه بر تامین نیاز شهرستان نی ریز به میادین میوه و تره بار تهران و اصفهان ارسال میشود
💡 كـسى كه اين دو سبزى: يعنى سير و تره را بخورد، نزديك مسجد ما نيايد (تا بوى آنهاكسى را اذيت نكند)
💡 الهی تِرِهْ فَرخُندهْ فالْ بوینم دایمْ منْ تره بختُ و اقبال بوینم
💡 به ترهات کشد راه سالک آخر کار اگرنه دست ارادت به طره هات دهد