لغت نامه دهخدا
ترضیه خواستن. [ ت َ ی َ / ی ِ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) طلب رضا و خشنودی کردن و معذرت خواستن. ( ناظم الاطباء ).
ترضیه خواستن. [ ت َ ی َ / ی ِ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب ) طلب رضا و خشنودی کردن و معذرت خواستن. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ» مردم بر خویشتن بد میخواهند، «دُعاءَهُ بِالْخَیْرِ» در نیک خواستن خویشتن را، «وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا (۱۱)» و آدمی شتاب ز دست تا بود.
💡 سربلندی خواستن در عین پستی، ذرهوار آرزوی صحبت خورشید رخشان داشتن
💡 ما نيز بايد به شرايط زندگى خود نگاه كنيم و ببينيم چه قسمت از زندگى ما راكد است، آن را به جريان بيندازيم و با كمك خواستن از خدا پيشرفت كنيم. سرمايه هاى خود(ثروت، علم، آبرو، سلامتى و...) را به كار بيندازيم و به وسيله آنها سعادت دنيا وآخرت را براى خود فراهم سازيم.
💡 1 ياما: از طلب لذات و فريب و نيرنگ، و از كسى چيزى را خواستن و آلوده شدن بهفحشا و راحت طلبى و از هر نوع آزار به ديگران بايد دورى كرد.
💡 689- مغازى واقدى،ج 3 ص 1021 ظاهرا منظور خواستن بهشت است واقدى با آن كهعطيه ها را پنج تا گفته ولى چهار تا را نقل كرده است