ترش هلو
لغت نامه دهخدا
ترش هلو. [ ت ُ / ت ُ رُهَُ ] ( اِ مرکب ) نامی است که در رامسر به برقوق دهند. رجوع به برقوق شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
نامی است که در رامسر به برقوق دهند.
جمله سازی با ترش هلو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پریر یار مرا جست کان ترش رو کو خمار نیست چرا بودش آرزوی ترش
💡 پا و زانواش نلرزد هر دمی رو ترش کی دارد او از هر غمی
💡 گر سخت تر از سنگ بود آتش عشق بگدازد و صافی ترش از شیشه کند
💡 هم بشیرینی شکر را کرده بند هم بتلخی هر ترش را کرده قند
💡 چشمه ی نوش تو سبزه گر بدمید ترش مشو که نبات از شکر برآمده است
💡 تر دامنی که ننگ وجودست گوهرش دریا نشسته خشک لب از دامن ترش
💡 برای تهیه برخی از انواع مرباهای سنتی و خوشطعم، استفاده از ترش هلو به دلیل اسیدیته بالا و عطر خاص بسیار توصیه میشود.
💡 وقتی که در فصل تابستان از طعم دلچسب و ترش هلو در تهیه اسموتیهای خنک لذت میبرید، متوجه کیفیت بالای محصولات باغداری میشوید.
💡 برخی افراد ترش هلو را به دلیل ویژگیهای سلامتی و کمک به هضم غذا، در رژیمهای غذایی خاص خود به کار میبرند.