فرهنگستان زبان و ادب
{sequential analysis} [آمار، ریاضی] شاخه ای از آمار ریاضی که در آن تعداد مشاهدات از پیش مشخص نیست و براساس نتایج آزمایش تعیین می شود
{sequential analysis} [آمار، ریاضی] شاخه ای از آمار ریاضی که در آن تعداد مشاهدات از پیش مشخص نیست و براساس نتایج آزمایش تعیین می شود
💡 خال را میجویم از دنباله ابروی دوست نیست عیبم مهره را از مار میگیرم سراغ
💡 چو راه عشق طی گردید، یک جا بودشان منزل چو آواز جرس دنباله هر کاروان رفتم
💡 به چشم یار ماند مستی دنبالهدار من که خود ساقیّ و خود پیمانه و خود بادهٔ عشقم
💡 در نهایت به جای ساخت یک مجموعه تلویزیونی یک دنباله سینمایی به نام خوب، بد، جلف برای آن ساخته شد.
💡 بس که چشمش بر قفا افتادگان دارد نگاه خال پشت چشم بر دنباله حسرت میخورد
💡 بینگاه واپسینی نیست از خود رفتنم چون رم آهوست گرد وحشتم دنبالهدار