لغت نامه دهخدا
تبت واژگون. [ ت َب ْ ب َ ت ِ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به تبت ( سوره ) شود.
تبت واژگون. [ ت َب ْ ب َ ت ِ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به تبت ( سوره ) شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تصادف چیاپاس در ۹ دسامبر ۲۰۲۱، در ایالت چیاپاس مکزیک رخ داد که یک کامیون باری که بیش از ۱۸۰ مهاجر را قاچاق میکرد واژگون شد در این حادثه حداقل ۵۵ نفر کشته و بیش از صد نفر زخمی شدند.
💡 در زمینهای سنگی به دلیل مشکلات حفاری فونداسیونها به صورت سطحی و گسترده طرح میشود که به دلیل وزن بالای خود بتواند گشتاور ناشی از واژگونی را تحمل کند.
💡 جون روش عهد ما، کرده فلک واژگون تشنه رسی چو خضر، زهر فنا از او طلب
💡 ای مرد قابل، واژگون اظهار حال خویش کن کز دهریابی عافبت، مانند هر ناقابلی
💡 بمیرم، چند بر مقصود بخت واژگون باشم ز من معشوق سامان جوید و من در جنون باشم
💡 حدفاصل شاهرود تا سبزوار، یکی از پرحادثهترین جادههای ایران از لحاظ تصادفات واژگونی است. صافی جاده در منطقهٔ کویری و نبودن آبادیها در یک مسافت طولانی باعث خوابآلودگی رانندگان میشود.