لغت نامه دهخدا
تباهی جستن. [ ت َ ج ُ ت َ ]( مص مرکب ) فساد جستن. افساد. تباهکاری:
مر او را گفت دیدی این چنین کار
نگه کن تا پسندد هیچ هشیار
که رامین با زنم جوید تباهی
کند بد نام من در پادشاهی.( ویس و رامین ).
تباهی جستن. [ ت َ ج ُ ت َ ]( مص مرکب ) فساد جستن. افساد. تباهکاری:
مر او را گفت دیدی این چنین کار
نگه کن تا پسندد هیچ هشیار
که رامین با زنم جوید تباهی
کند بد نام من در پادشاهی.( ویس و رامین ).
( مصدر ) فساد جستن افساد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که خداوند محمد(ص) را برانگیخت و وی بدعوت مردمان بدین حق برخاست، دنیا از باطل بسوی حق و از دروغ بسوی راست و از ستم بسوی نور عدالت متمایل شد و آن تباهی ها از میان رفت و آن نادانی ها از بیشتر سرزمینهای دنیا رخت بربست.
💡 این فیلم دربارهٔ تباهی و مصیبتی است که از جنگ دوم چچن ناشی شد و بهویژه اثر مخربی که جنگ بر زندگی و سرنوشت کودکان چچن و روسیه گذاشت.
💡 ویرانی و تباهی پدیدآمده توسط کَمَک، تداوم دارد تا زمانی که سرانجام گرشاسب او را نابود میکند و آبادانی و فراوانی را به زمین باز میگرداند.
💡 روزنامه ملانصرالدین که در پی شورش قفقاز این زمان در آذربایجان پخش میشد نیز به این تباهی به زبان طنز میپرداخت.
💡 وبگاه رجانیوز به نقل از واشینگتن پست گزارش دادهاست با وجود تمام فشارها و تحریمهایی که روی ایران است، این آمریکا است که خود را برای دادن امتیاز آماده میکند و شرایط را برای تباهی قدرت اعمال فشار واشینگتن آماده مینماید.