تازه دماغی

لغت نامه دهخدا

تازه دماغی. [ زَ / زِ دِ ] ( حامص مرکب ) دانائی و خوشحالی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

۱- سر حال بودن خوشحالی. ۲- دانایی.

جمله سازی با تازه دماغی

💡 این چه نسبت این چه پیوندی بود تاکه در عقل و دماغی در رود

💡 گرچه دلم از جور تو داغی دارد از پشتی صبر خود دماغی دارد

💡 شوق اگر اینست مغز آشفتگان دوست را نکهت فردوس ترسم در دماغی گم شود

💡 گر صبا دم زند از مشک ختن عین خطاست با دماغی که از آن طره معطر باشد

💡 ای ز تو بر هر دماغی صد هوس وز وصالت خود نشان نادیده کس

واژون یعنی چه؟
واژون یعنی چه؟
سنگ نگاره یعنی چه؟
سنگ نگاره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز