تازه اباد بزنقرا
لغت نامه دهخدا
( تازه آباد بزنقرا••• ) تازه آباد بزنقران. [ زَ دِ ب ِ زِ ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش دیواندره شهرستان سنندج که در 11هزارگزی شمال حسین آباد و کنار شوسه فعلی سنندج به سقّز واقع است. کوهستانی و سردسیر است و 100 تن سکنه دارد، سنی، کردی. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
جمله سازی با تازه اباد بزنقرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقت آن شد که می از ساغر خورشید زنیم لبی از خنده شادی چو سحر تازه کنیم
💡 هر نفس تازه گلی زیبِ کنارست مرا دایم از جوشِ سخن، جوشِ بهارست مرا
💡 اهلی است غلام تو چو شد پیر مرانش ای تازه جوان رحم بر این پیر غلام آر
💡 خط برآورد وترو تازه است بستانش هنوز می چکد خون بهارازخارمژگانش هنوز
💡 باشندگانِ این شهرستان به کشاورزی، باغداریو دامداری مشغولو میوجات تازهو خشک،و