لغت نامه دهخدا
تاج کندی. [ ک ِ ] ( اِخ ) زیدبن حسن کندی متوفی بسال 613 هَ. ق. او راست: «نتف الحیة من ابن دحیة». ( کشف الظنون چ 1 استانبول ج 2 ص 583 ). رجوع به تاج الدین کندی و زیدبن حسن شود.
تاج کندی. [ ک ِ ] ( اِخ ) زیدبن حسن کندی متوفی بسال 613 هَ. ق. او راست: «نتف الحیة من ابن دحیة». ( کشف الظنون چ 1 استانبول ج 2 ص 583 ). رجوع به تاج الدین کندی و زیدبن حسن شود.
زید بن حسن کندی متوفی بسال ۶۱۳.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیک جرم او چه باشد با چنین کندی که اوست خود بیا انصاف ده قطع محبت چون کند
💡 در ۱۹۶۰ هنگامیکه ناسا قصد پیشبرد پروژه آپولو را در راستای هدف جان اف کندی برای گام گذاشتن انسان در ماه را داشت ویزنر یک پنل خودروی فضایی را درست کرد.
💡 ریسک در افرادی که اختلال عملکرد کبدی داشته یا کندی متابولیسم دارند (slow metabolism) بیشتر است.
💡 چون داغ من بر رخ زدی زین پس یقین میدان که من کندی کنی چوبت زنم، تندی کنی رامت کنم
💡 تا اینجا سخن کندی است و این معانی از سخن دیگران به مبالغت نزدیکتر است در این باب، والله اعلم بالصواب.
💡 آنومالی سید کندی یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر زنجان استان زنجان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است.