تاج سایه ٔ عرش

لغت نامه دهخدا

تاج سایه عرش. [ ج ِ ی َ ی ِ ع َ ] ( اِخ ) کنایه از سرور عالم صلی اﷲ علیه و آله وسلم. ( آنندراج از مظهر العجایب ).

فرهنگ فارسی

کنایه از سرور عالم صلی الله علیه و آله و سلم.

جمله سازی با تاج سایه ٔ عرش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سردی از سایه بود شمس بود روشن و گرم فانی طلعت آن شمس شو ای سرد چو ظل

💡 ز خود دورافکند چون نافه صائب سایه خود را غزال وحشی دامان این صحراست تنهایی

💡 هر شهر کو خراب شد و زیر او زبر زان شد که دور ماند ز سایه شهنشهی

💡 چون سایه بر پی تو به سر می‌دوم، ولیک هر ساعتی چو سایه ز من بر کران‌تری

💡 آبای علویند کمر دار و این خلف راضی بدان که سایه به آبا برافکند

💡 توسعه جنگجوی سایه‌ها در اوایل سال ۱۹۹۴ با عنوان جنگجوی سایه‌ها ۳بعدی توسط ۳دی ریلمز آغاز شد.