لغت نامه دهخدا
تاج ریزی سیاه. [ ی ِ س ِ ] ( ترکیب وصفی ) یکی از انواع تاج ریزی با میوه های سیاه و سمی. رجوع به تاجریزی شود.
تاج ریزی سیاه. [ ی ِ س ِ ] ( ترکیب وصفی ) یکی از انواع تاج ریزی با میوه های سیاه و سمی. رجوع به تاجریزی شود.
یکی از انواع تاج ریزی با میوه های سیاه و سمی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روز رزم، سپاه تو بهر خون ریزی به هر طرف چو بتازند از یمین و یسار
💡 به این ترتیب خطوط اصلی برنامه ریزی کتابدار، برای سال بعد از همین پرسشنامه ها و بر اساس نظر دانش آموزان شکل می گیرد.
💡 ز شوق آنکه تو ریزی به خاک بر جرعه کند ز کاسهٔ سر شکل جرعهدان نرگس
💡 رواست کز پی بزم تو بی طلب ریزی زنافه مشگ وز نی شکر از صدف گوهر
💡 برای آن که دلیرش کند به خون ریزی زمانه شوق تو را مایل شکار کند
💡 غافل از آن که درین خاک به خون باید خفت جز به خون ریزی دل غنچه شادی نشکفت