تاج الفتوح
لغت نامه دهخدا
تاج الفتوح. [ جُل ْ ف ُ ] ( اِخ ) این نام در بیت ذیل از عنصری آمده است:
حکایت سفر مولتان همی دانی
و گرندانی تاج الفتوح پیش آور.
و ظاهراً اشارتی است بکتابی در این باب.
فرهنگ فارسی
این نام در بیت ذیل از عنصری آمده است: حکایت سفر مولتان همی دانی و گر ندانی تاج الفتوح پیش آور.
جمله سازی با تاج الفتوح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 56- نك: تاريخ الطبرى، ج 5، ص 503؛ الفتوح، ج 8، ص 122؛ تاريخ خلفا،ص 650 و تاريخ دمشق، ج 19، ص 456 و 476.
💡 137- تاريخ طبرى، ج 4، ص 264، الفتوح / ابن اعثم، ج 5 ص 56و 57.
💡 94-معادن الحكمة، ج 1، ص 419 و بحارالانوار، ج 41، ص 119، بهنقل از كشف الغمه، ج 1، ص 173 و الفتوح، ج 2، ص 56.
💡 136- تاريخ طبرى، ج 4، ص 262. الفتوح / ابن اعثم، ج 5، ص 56 و 57.
💡 2- ((هستى با بسم الله الرحمن الرحيم پديدار گشت )) اين وجه را در معناى ((بسمله)) محيى الدين عربى در كتاب الفتوحات المكية، ج 2، ص 133 آورده است.
💡 458-حاشيه انساب الاشراف، ج 2، ص 473، بهنقل از الفتوح، ج 2، و الفتوح، ج 2، ص 225.
💡 پادشاه پس از پیروزی در جنگهای طولانی و دشوار، با افتخار تاج الفتوح را بر سر نهاد تا برتری خود را بر دشمنان به نمایش بگذارد.
💡 در اشعار حماسی که درباره قهرمانان ملی نوشته شده است، اغلب از اصطلاح تاج الفتوح برای توصیف شکوه و عظمت فاتحان بزرگ استفاده میشود.
💡 آن فرمانروای بزرگ با تسخیر سرزمینهای پهناور، در نهایت توانست تاج الفتوح را بر سر بگذارد و دوران شکوه و عظمت امپراتوری خود را آغاز کند.