فرهنگستان زبان و ادب
{wicker coffin} [باستان شناسی] تابوتی از جنس حصیر
{wicker coffin} [باستان شناسی] تابوتی از جنس حصیر
تابوتی از جنس حصیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نادیده چو شاهان جوان بخت به ناگاه برساخته از تختهٔ تابوت نشانی
💡 رابطه شاگال با هویت یهودیاش «حل نشده و غمانگیز» بود. او بدون انجام مناسک یهودی از دنیا رفت و حتی یک غریبه یهودی برای خواندن کدیش یا نماز یهودی برای مردگان بر تابوت او پا پیش ننهاد.
💡 می کند با اسب چوب از آتش دوزخ گذر هر که را تابوت گردانند گرد این مزار
💡 بسال 1900 ميلادى با حضور عده اى از دانشمندان حفارى باستان شناس، تابوتفرعون را گشودند، و بدنش را (كه در ميان موميائى بود) از تابوت بيرون آوردند،طول قامت او از فرق سر تا پا يك متر و 62 سانت بود، و عرض بدن در قسمت شانه 40سانت بود.
💡 برای غیر گوری کنده بودم در زمین غم کنون تابوت خود را بر لب آن گور میبینم
💡 پس از انجام مراسم غسل و كفن، او را در تابوت گذاشته و براى دفن حركت دادند.