فرهنگستان زبان و ادب
{vector valued function} [ریاضی] تابعی که مقادیر خود را از یک فضای بُرداری اختیار می کند
{vector valued function} [ریاضی] تابعی که مقادیر خود را از یک فضای بُرداری اختیار می کند
تابعی که مقادیر خود را از یک فضای بُرداری اختیار میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در منابع قدیم، راوند را شهری تابع کاشان یا اصفهان ذکر شده است.
💡 عضو عضو تن عشاق، تو را تابع جنبش دست جبریل مگر با گل دل کرده خمیرت
💡 میتوان با استفاده از مشتق گرفتن از حساب تابع بسل-کلیفورد نشان داد که:
💡 بتا بر افسانهات تا کی سامع شوم یا که پی وصل تو چه قدر تابع شوم
💡 همین بس اعتقاد من که در معموره هستی همین حاکم ترا دانم همین تابع ترا باشم
💡 از بس چو قضا گشته قدر تابع قدرش بر هرچه کند عزم همان باشد تقدیر