بیل زنی
مترادفها
کندن، خاککندن، پار کردن
لغت نامه دهخدا
بیل زنی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) صفت بیل زن. شخم زنی با بیل. باغبانی. دهقانی.
فرهنگ فارسی
صفت بیل زن شخم زنی با بیل. باغبانی. دهقانی.
جمله سازی با بیل زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به مردی از یو.ان.سی.ال.ای.، انسیآیاس، فرار بزرگ، زن شگفتانگیز، بیلی باد، بازداشتگاه کلدیتز، بتمن: شوالیه گاتهام، پسر بتمن، بن ۱۰، تیم نایت رایدر، فرانکشتاین: داستان واقعی و آخر هفته کثیف اشاره کرد.
💡 وی در دولت دوم بیل کلینتون ابتدا دورهای نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد عهدهدار بود و سپس وزیر انرژی آمریکا گردید. وی پیشتر نماینده مردم نیومکزیکو در کنگره آمریکا نیز بود.