بیشی یافتن

لغت نامه دهخدا

بیشی یافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) برتری یافتن:
گل که با گل نشست و خویشی یافت
بر سر آمد که قدر و بیشی یافت.اوحدی.

جمله سازی با بیشی یافتن

💡 تا به پیشانی از ابرو راه مقصد دور نیست گر هلال آید به چشمت ماه خواهی یافتن

💡 داغ نیرنگ وفا را چاره نتوان یافتن جلوه خلوت‌پرور و نظاره بیرون‌تاز ماند

💡 مثل دهانت شکری در مصر نتوان یافتن ای مصر زیبایی نهان در زلف همچون شام تو

💡 هرگز به بیداری کجا دستم به وصل او رسید؟ چون یک شب این بخت مرا بیدار نتوان یافتن

💡 آگهی از اطلس‌ گردون چه خواهد یافتن خواب ما هم بی‌قماشی نیست گر مخمل کنید