لغت نامه دهخدا
بیشی ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) آماده کردن بیش از حد. تهیه کردن بیش از اندازه:
چنین داد پاسخ که بیشی مساز
که گشتیم ازین ساختن بی نیاز.فردوسی.
بیشی ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) آماده کردن بیش از حد. تهیه کردن بیش از اندازه:
چنین داد پاسخ که بیشی مساز
که گشتیم ازین ساختن بی نیاز.فردوسی.
آماده کردن بیش از حد ٠ تهیه کردن بیش از اندازه ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که او بکشت گه کینه آختن یکراه که او بداد گه بزم ساختن یکبار
💡 در شغل شاه و ساختن ملک معتمد بر گنج شاه و مملکت شاه مؤتمن
💡 در غم و شادی بباید ساختن با روزگار زانکه از دور زمان هم این و هم آن بگذرد
💡 ظلم بیداد است اما آتشی بیدود نیست بیکسان را سوختن با ناکسان در ساختن
💡 خرده بر سعدی مگیر ای جان که کاری خرد نیست سوختن در عشق وانگه ساختن بی روی تو
💡 خنده گل چون تواند ساختن بیغم مرا؟ خاطرم از گریه تلخ صراحی وانشد