لغت نامه دهخدا
بیرستای عید. [ رُ ی ِ عی ] ( اِ مرکب ) خوشی ساده و خالص. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بیروستائی عید کردن شود.
بیرستای عید. [ رُ ی ِ عی ] ( اِ مرکب ) خوشی ساده و خالص. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بیروستائی عید کردن شود.
خوشی ساده و خالص ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ژنرال جیاپ در نبرد دینبینفو در برابر فرانسویان و در حمله عید تت علیه آمریکاییان فرمانده نیروهای ویتنامی بود.
💡 شمالنسیم یکی از عیدها در کشور مصر است که در روز دوشنبه عید پاک (روز بعد از عید پاک) تقویم مسیحیت شرقی جشن گرفته میشود.
💡 نوروز را جلال تو فرخنده با دو عید از طلعت خجسته که او نیز همره است
💡 ز کرم مزید آید دو هزار عید آید دو جهان مرید آید تو هنوز خود کجایی
💡 روز بدخواه تو شب باد و شب تو روز باد جاودانه روز تو با عید و با نوروز باد
💡 عید این بود و هزار عید ای دل و جان کان گنج جهان برآمد از کنج نهان