بیحضور شدن

لغت نامه دهخدا

بیحضور شدن. [ ح ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیمار شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ):
یار عاشق شده ست درمان چیست
عیسی آنجا که بیحضور شود.شفایی ( از آنندراج ).|| بی نماز شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ). || مضطرب و آزرده شدن. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بیحضور شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غیب دان جز به نور نتوان شد وقت بین بیحضور نتوان شد

💡 بیحضور تو از آن عمر که رفت اهل نظر خاکها بر سر از اندوه و ندامت کردند

💡 رفته بیرون تو ز پندار و غرور نیستی از خودستائی بیحضور

💡 هر لحظه که بیحضور او خواهی بود کافر میری آن دم اگر میری تو

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز