بژهان بردن
لغت نامه دهخدا
بژهان بردن. [ ب ُ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) الغبطة؛ بژهان بودن. یعنی آرزو بردن به نعمت کسی که این چنین نعمت مرا باشد. ( مجمل اللغة، از یادداشت مرحوم دهخدا ). غِبطة. ( تاج المصادر بیهقی، از یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
الغبطه بژهان بردن.
جمله سازی با بژهان بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دانشجویان دانشگاه آزاد یزد و دانشگاه آزاد تهران غرب نیز تجمع کردند و شعار دادند: «نیکای مارو بردن، جنازهشو آوردن…».
💡 به رمز وحشت من سخت دشوارست پی بردن صدا چشم جهان پوشیده است ازگرد عریانی
💡 برای از بین بردن ساسهای مخفی شده در یک پتو، ملحفه و مشابه به آن کافیست آن را در ظرفی از آب داغ غرق و شناور کنید. با این کار ساس و تخمهای آن کشته خواهند شد.
💡 نزاری تا به کی زاری منال از دل نمیدانی که بارِ عشق بردن مشکل است از ناتوانایی
💡 ز شوق غنچه نماند به هر کجا که دلی است گذر کند چو به یادش هوای دل بردن
💡 در مثال اخیر و به کار بردن اصطلاح «نوع» برای آن زوج مرتب، تعداد اندیسهای هموردا و پادوردا را مشخص میکنند. تانسوری از نوع