لغت نامه دهخدا
بچراستووه. [ ب ِ چ ِ اِ ت ُ وِ ] ( اِخ ) داستان نویس معروف آمریکائی ( 1811 - 1896 م. ). در میان داستانهای او «کلبه عمو تم » از همه معروفتر است.
بچراستووه. [ ب ِ چ ِ اِ ت ُ وِ ] ( اِخ ) داستان نویس معروف آمریکائی ( 1811 - 1896 م. ). در میان داستانهای او «کلبه عمو تم » از همه معروفتر است.
داستان نویس معروف امریکائی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حال ما چونان حال گله ای است که پس از رفتن گرگ دوباره بچرا همی پردازد.
💡 اما راه و رسم صیادان عراق آنست که کبوترى در دام دست آموز دارند و در زمینى که دام از براى صید کبوتران در خاک کردهاند دانه ریختهاند و آن کبوتر دست آموز را که بال بمقراض بریدهاند در آن دامگاه سر میدهند و خود در کمین نشسته، چون کبوتران در هوا پرواز میکنند مىبینند که صحراى وسیعى است و کبوترى فارغ بال بچرا و چریدن مشغول است، پس آن کبوتران بهواى آن کبوتر در زمین مىنشینند که چرا نمایند همین که مشغول بچرا میشوند ناگاه صیادان از کمین رشتهى آن دام که گستردهاند میکشند و همه را یکباره مقید دام خود میسازند.