بهت زدن

لغت نامه دهخدا

بهت زدن. [ ب ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) متحیر ماندن. مات و مبهوت شدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

متحیر ماندن. مات و مبهوت شدن.

جمله سازی با بهت زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قیصر ز بیم تیغش بیزار شد ز رهبان بهتان همی نگوید بر عیسی بن مریم

💡 مدحتی کان نه ترا گویم بهتان و خطاست طاعتی کان نه ترا دارم طغیان و زلل

💡 پریر چون بشنیدم ز دشمن آن بهتان که شخص من ز غم آسیمه گشت و سینه فگار

💡 من چنین ساکن و آزاد و شکیبا و صبور متّهم گشته به تفلید و به بهتان و به زور

💡 از من بشنو، این سخنِ بهتان نیست بی‌باد و هوا رقص علَم امکان نیست

💡 ای دل نیی عاشق برو بر خویشتن بهتان مزن خود را سمندر نیستی بر آتش سوزان مزن