لغت نامه دهخدا
بهاپیشی. [ب َ ] ( اِ مرکب ) پول پیشکی؛ یعنی پولی که قبل از انجام کار بمزدور دهند. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
بهاپیشی. [ب َ ] ( اِ مرکب ) پول پیشکی؛ یعنی پولی که قبل از انجام کار بمزدور دهند. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
پول پیشکی یعنی پولی که قبل از انجام کار بمزدور دهند.
💡 شمعیّ و ماهت هم نفس، پیشی نگیرد بر تو کس هرچند شمع از پیش و پس، فارغ بود، چون بنگری
💡 در طریق رهروی آن راست پیشی کاوفتاد بر به مقصد پشت از این سرگشتگان گامی دو پس
💡 دُونّی که منه سوته دلْرهْ چه نیشی رقیبه که نیشته یارِ خستهْ پیشی
💡 قضا زیر عنان دارد قدر زیر نگین دارد گهی فرمان بر آن راند گهی پیشی برین دارد
💡 ز بهر فضل و پیشی من، چو کردم با تو خویشی من دو ساغر بیشتر دادی، مرا از خویش کم کردی