لغت نامه دهخدا
بمبلی بوز. [ ب َ ب ِ بو ] ( اِ ) نامی است که در کردستان به تمیس دهند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به تمیس شود.
بمبلی بوز. [ ب َ ب ِ بو ] ( اِ ) نامی است که در کردستان به تمیس دهند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به تمیس شود.
نامی است که در کردستان به تمیس دهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا، ای روشنی جان، که هم جانی و هم جانان بوزون گلشن سوزون روشن روش مولدی که سلطان سن
💡 تعدادی از بوزونها از ذرات مرکب تشکیل شدهاند مثلاً از ذرات ساده که پتانسیل محدودی دارند و این که یک بوزون باشد یا فرمیون تأثیری ندارد.
💡 این روستا در دهستان بوزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲۹ نفر (۶۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بوزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۹۵ نفر (۷۶خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان بوزی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹ نفر (۴خانوار) بودهاست.