بلعت کردن یا بلعیدن واژهای فارسی است که به معنای فرو بردن غذا، مایعات یا هر چیزی از دهان به معده است. وقتی گفته میشود چیزی بلعیده شد، یعنی آن را با عمل دهان و حلق وارد دستگاه گوارش کردهاند. این عمل بخش طبیعی تغذیه انسان و حیوانات است و برای ادامه حیات ضروری است. بلعت کردن همچنین میتواند در معنای مجازی به کار رود و به پذیرش یا قبول سریع و بدون بررسی چیزی اشاره کند. مثلاً گفته میشود کسی حرفی را «بلعیده است» یعنی بدون فکر آن را پذیرفته یا قبول کرده است. این واژه بار معنایی خنثی دارد، مگر در کاربردهای مجازی که ممکن است بار انتقادی پیدا کند. عمل بلعیدن نیازمند هماهنگی دهان، زبان و حلق است و با فرآیند هضم مرتبط است. به طور کلی، بلعت کردن یعنی فرو بردن چیزی به داخل بدن یا پذیرش سریع و بدون بررسی آن.
بلعت کردن
لغت نامه دهخدا
بلعت کردن. [ ب َل ْ ل َت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بلعت ُ، صیغه متکلم وحده فعل ماضی از مصدر ثلاثی مزید باب تفعیل است به معنی «بلعیدم من »، و در مورد مال مردم خوردن و حق کسی را بالا کشیدن استعمال میشود. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). به مزاح، خوردن، تصرف کردن مال کسی به غیرحق. تصاحب کردن. غصب کردن. صرف مالی به غصب. خوردن مالی نه به وجه مشروع: تمام مال یتیم را بلعت کرد. مادر صغیر را گرفت و مال صغیر را بلعت کرد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
صیغ. متکلم وحد. فعل ماضی از مصدر ثلاثی مزید باب تفعیل است به معنی (( بلعیدم من ) ) و در مورد مال مردم خوردن و حق کسی را بالا کشیدن استعمال میشود ٠ به مزاح خوردن تصرف کردن مال کسی به غیر حق تصاحب کردن غصب کردن صرف مالی به غصب خوردن مالی نه بوجه مشروع: تمام مال یتیم را بلعت کرد ٠ مادر صغیر را گرفت و مال صغیر را بلعت کرد ٠