لغت نامه دهخدا
بلبل زبانی کردن. [ ب ُب ُ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شیرین زبانی کردن. شیرین سخن گفتن. و آن بیشتر در استهزاء و ریشخند بکار رود.
بلبل زبانی کردن. [ ب ُب ُ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شیرین زبانی کردن. شیرین سخن گفتن. و آن بیشتر در استهزاء و ریشخند بکار رود.
( مصدر ) شیرین زبانی کردن شیرین سخن گفتن. توضیح بیشتر در موقع استهزا و ریشخند میگویند: ( خیلی بلبل زبانی میکنی. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خامشی از کردههای بد به فریادم رسید بی زبانیها زبانِ عذرخواهی شد مرا
💡 زبان کنوری زبانیست که در کشورهای نیجریه، نیجر، چاد و کامرون استفاده میشود. حدود چهار میلیون نفر به این زبان صحبت میکنند.
💡 یک سخن نشنیدم ای گل از دهان نازکت با لب خندان، تلاش بی زبانی تا به کی؟
💡 زبان ترگامی یا زبان گمبیری زبانیاست که در میان مردمان ترگامی که در دو روستای گمبیر و کتر در بخش وتهپور ولایت کنر کشور افغانستان میزیند رواج دارد.
💡 که اگر ز شرح شوقت دل سنگ خون نگرید ز حدیث عشق باشد سخنی بود زبانی