بشربن عمرو

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] کلیدواژه: یاران امام حسین علیه السلام، شهدای کربلا، بشر بن عمرو حضرمی، قبیله حضرمی
او همان «بشیر بن عمرو» و یا «بشر بن عمرو» می باشد. بشر بن عمرو بن الاحدوث الحضرمی، یمنی الاصل بوده و حضرمی قبیله ای از قحطانیه «حضرموت» یمن است و بعضی ها او را از قبیله کنده می دانند. بشر از تابعین محسوب شده و پسرانی داشته که به جنگاوری معروف بوده اند.
نامش در زیارت ناحیه آمده است. او یکی از دو مردی بود که پیش از شهادت جوانان بنی هاشم، از یاران امام حسین علیه السلام باقی مانده بودند. انسانی پایدار، بصیر و باوفا بود. در کربلا خود را به کاروان حسین علیه السلام ملحق ساخت. در همان دوران، فرزندش در شهر ری اسیر بود. با آن که امام، بیعت خود را از او برداشت، ولی حاضر نشد از یاری امام علیه السلام دست بردارد.
وقتی که امام حسین علیه السلام به بشر به خاطر اسارت پسرش اجازه ترک کربلا را دادند، ایشان عرض کرد: «اکلتنی السباع حیا ان فارقتک و اسأل عنک الرکبان و اخذلک مع قلة الاعوان لایکون هذا ابدا؛ درندگان مرا زنده زنده بخورند، اگر تو را رها سازم! و بروم و از تو (برای رفتن) مرکبی بخواهم، با کمی یاران تنهایت گذاشته و خود آسوده خاطر بازگردم! هرگز چنین نخواهد شد».
«بشر بن عمرو» و «سوید بن عمرو» آخرین شهدای غیربنی هاشم هستند. بلاذری این رجز را به بشر بن عمرو نسبت داده است:
                      
«ای نفس امروز خدای رحمان را ملاقات می کنی و به پاداش های زیادی جزا داده می شوی. ای نفس بی تابی نکن هر چیزی فانی هست و صبرکردن نزد خدای تعالی بهتر و ثواب زیادی دارد».

جمله سازی با بشربن عمرو

💡 براى مؤ من حد و حرمتى است كه حتى در اعطاء زكات به او از كرامت و معيار بالا و والائىبرخوردار است كه براى غير ايشان اين حرمت وجود ندارد، بشربن بشار مى گويد:

💡 نگارنده گويد: علامه در خلاصه درباره بشربن براءبن معرور فرموده:رسول خدا صلى الله عليه و آله ميان او و واقدبن عبدالله برادرى به وجود آورد، او دربدر، احد، خندق، حديبيه و خيبر در ركاب رسول الله صلى الله عليه و آله بود، و با آنحضرت از گوسفند مسموم خورد و گويند كه در اثر آن فوت كرد، اربابرجال كه بشربن براء را در رجال خود نقل كرده اند، نوعا اين طور گفته اند.

💡 در مرض وفات آن حضرت كه خواهر بشربن براء به عيادت آن حضرت آمده بود، به وىفرمود: اى خواهر بشر اكنون قطع شدن رگ شريان خويش را احساس مى كنم و اين در اثرهمان خوراك است كه در خيبر با برادرت خوردم مسلمانان عقيده داشتند كه آن حضرت مسموماشهيد شد.

💡 ادامه جريان بيعت: سپس در حاليكه طنابى در گردن على عليه السلام انداخته بودند،حضرت را نزد ابوبكر آوردند، عمر با شمشير بالاى سر حضرت قرار گرفت، عده اىهمانند خالد بن وليد و ابوعبيده بن جراح و سالم و مغيرة بن شعبه و اسيدبن حصين و بشربن سعد و ديگران مسلح كنار ابوبكر نشسته بودند.

💡 ابوعبداللّه بن الجّلا گوید ذوالنّون مصری را دیدم او را عبارة بود و سهل را دیدم و او را اشارة بود و بشر را دیدم او را ورع بود، او را گفتند تو بکدام مایل تری گفت بشربن الحارث استاد ما است.

💡 بعد حضرت فرمود: اين استخوان به من مى گويد كه مسموم است آنگاه زينب را خواست و ازاو تحقيق كرد، گفت: آرى من آن را مسموم كرده بودم حضرت فرمود: چرا؟ گفت: مى دانىچه بلايى سر قوم من آورده اى گفتم: اگر پادشاه باشد از شر او راحت مى شويم واگر پيامبر باشد به طريق وحى خبردار مى شودرسول خدا صلى الله عليه و آله او را بخشود ولى بشربن براء از آن وفات يافت.

ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
یادگاری یعنی چه؟
یادگاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز