فرهنگ معین
( ~. کِ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) بساط گستردن.
( ~. کِ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) بساط گستردن.
( مصدر ) پهن کردن بساط فرش کشیدن.
بساط گستردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حباب شوخ نتواند کشیدن جام دریا را به دست دیده نگذاری عنان اختیار دل