بزم ارایی

لغت نامه دهخدا

( بزم آرایی ) بزم آرایی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) مجلس آرایی. حاصل عمل آنکه بزم را آرایش کند. و رجوع به بزم آرا شود.

فرهنگ فارسی

( بزم آرایی ) عمل بزم آرای آرایش دادن مجلس انس.

جمله سازی با بزم ارایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو با عشق آشنا گشتم نباشد از هوس باکم ندیم بزم سلطانم چه پروای عسس دارم!

💡 11 - بزم ايران: محمد رضا طباطبائى يزدى، شركت سهامى ناشرين كتب ايران،تهران

💡 زبرآباد، روستایی از توابع بخش بزمان شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 از بهر جود دست تو زر زاد و خاک و سنگ وز بهر زیب بزم تو گل داد چوب و خار

💡 ز بزم وصل ذوق انتظارم می کشد بیرون ز پای گل به صحرا خارخارم می کشد بیرون

💡 منطقه بزمان در یک دهه گذشته جنگل‌های پردرخت و دشت‌هایی پر از گل نرگس داشت.[۵]

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز