بزرگ فرمای

لغت نامه دهخدا

بزرگ فرمای. [ ب ُ زُ ف َ ] ( اِ مرکب ) وزیر اعظم. وزیر: و گودرز را نواختها کرد واو را وزارت داد و در آن عهد [ عهد کیخسرو ] وزیر را بزرگ فرمای گفتندی. ( فارسنامه ابن البلخی ص 46 ). و رجوع به مجله یادگار سال 3 شماره 6 و 7 ص 102 شود.

فرهنگ فارسی

وزیر اعظم وزیر.

جمله سازی با بزرگ فرمای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو پندی بشنوی از پند فرمای چو دانا بایدش در جان کنی جای

💡 چه فرمایی مرا تا آن کنم من که فرمانت از میان جان کنم من

💡 به هر خدمت که فرمایی برآنم به جان کوشم درین ره تا توانم

💡 بر تو من باری یقینم هر چه فرمایی کنی هیچ بر قول تو گفتم حجّتی می بایدم

💡 اگر به گوشه چشم التفات فرمایی به غمزه معجزِ انفاسِ روح بنمایی

💡 بدان کش کار فرمایی بود کار سراغ کارکن امریست ناچار

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز