لغت نامه دهخدا
بریای مصری. [ ؟ ی ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بریا به لغت مصر به معنی بقله است یعنی بقله ای که در مصر به این اسم مسمی است و آن شبیه است به کرفس و خوشبو شبیه به بوی رازیانه و با اندک تندی و تخمش سبز و باریک. ( از تحفه حکیم مؤمن ).
بریای مصری. [ ؟ ی ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بریا به لغت مصر به معنی بقله است یعنی بقله ای که در مصر به این اسم مسمی است و آن شبیه است به کرفس و خوشبو شبیه به بوی رازیانه و با اندک تندی و تخمش سبز و باریک. ( از تحفه حکیم مؤمن ).
بریا به لغت کصر به معنی بقله است یعنی بقله ای که در مصر به این اسم مسمی است و آن شبیه است به کرفس و خوشبو شبیه به بوی رازیانه و با اندک تندی و تخمش سبز و باریک.
💡 ذوالنون مصری گوید: «تَوْبَةُ العَوامُ مِنَ الذُّنُوب و تَوْبَةُ الخَواصّ مِنَ الغَفْلَةِ.»
💡 آبی بیزانسی رنگی از آبی آسمانی روشن یا لازولی تا آبی مصری تیره است.
💡 مرایکجرعه می از دستت ای ساقی بسی خوشتر ز شهد شکر مصری ز آب زندگانی هم
💡 شمس و قمرم سجده نمودند سحرگاه کی یوسف مصری تو برون آی از اینجاه
💡 کسی ذوالنّون مصری را گفت از جمله زاهدان کی باشم؟ گفت آنگاه که زاهد شوی اندر تن خویش.
💡 ذوالنّون مصری را پرسیدند که کی آسان گردد بنده را راه خوف؟ گفت آنگاه خویشتن را بیمار شمرد از همه چیزها پرهیز کند از بیم بیماری دراز.