لغت نامه دهخدا
( برون آختن ) برون آختن. [ ب ِ / ب ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بیرون آختن. بیرون کشیدن. از نیام برآوردن:
میغ سیه در قفاش تیغ برون آخته ست
طبل فروکوفته ست خشت بینداخته ست.منوچهری.و رجوع به آختن شود.
( برون آختن ) برون آختن. [ ب ِ / ب ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بیرون آختن. بیرون کشیدن. از نیام برآوردن:
میغ سیه در قفاش تیغ برون آخته ست
طبل فروکوفته ست خشت بینداخته ست.منوچهری.و رجوع به آختن شود.
( برون آختن ) بیرون آختن بیرون کشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاشمر در سال ۱۳۹۶ فراتر از ۱٬۳۰۰ نفر در حملونقل عمومی از جمله تاکسیرانی، مینیبوس رانی، تاکسی تلفنی، ۱۳۳ و مجموعه حملونقلهای برونشهری مشغول فعالیت بودند.
💡 مادحان تو برون آیند از خانه تو از طرب روی بر افروخته چون شعله نار
💡 13- آراستن و پيراستن برون، و آمادگى درون به هنگام ورود بر استاد
💡 تا ناید از غلاف برون کس نداندش چو بست یا که آهن و فولاد آبدار
💡 (همين تفاوت ميان ما بس كه از هر كوزه همان برون تراود كه در اوست ).
💡 برون می آورد از دل کدورت را می نابم تدارک می کند تلخی هجران را شکر خوابم